دیروز عصر خاله مینو اومد خونه، مهراد صدای ماشین رو که شنید فوری در راهرو را باز کرد که بره پیش خاله مینو. من هم متوجه شدم و دفتر در راهرو بهش رسیدم. دمپایی شو پوشید و دستشو بحالت بای بای تون داد و گفت "آبظ" یعنی خداحافظ... و رفت پیش خاله مینو نشست با هم رفتن گردش. خاله مینو هم براش بلوز و شلوار سبز و برای هستی بلوز گل به و شلوار مشکی گرفت
د
برچسب:
نویسنده: آرمان خلیلی
تاريخ: سه
شنبه
26 تير
1397 ساعت: 14:01